پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴

تا شد ز یاد تو روشن چراغ ما

آیینه شبنمی است زگلهای باغ ما

مست هوا میکده سایه گلیم

داغ است آفتاب ز رشک ایاغ ما

مانند شمع از نگه گرم زنده ایم

جز شعله پنبه کس نگذارد به داغ ما

ممنون بوی پیرهن گل نمی شویم

چون غنچه تا زبوی تو پرشد دماغ ما

از کاهلی مسافرحیرت شدیم اسیر

از عذر لنگ پرس در این ره سراغ ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶سینه صاف است پیر ما خوشا احوال ما
  2. شمارهٔ ۸۷دگر چه باده به پیمانه می کند دل ما
  3. شمارهٔ ۸۸آیینه خرد حسن ز بازار دل ما
  4. شمارهٔ ۸۹گداخت بر لب حسرت ترانه دل ما
  5. شمارهٔ ۹۰درد عشق آشیانه دل ما
  6. شمارهٔ ۹۱بهار تنگدلی سبز کرد حاصل ما
  7. شمارهٔ ۹۲هر چند تپید بسمل ما
  8. شمارهٔ ۹۳جذبه‌ها زین کوشش بی‌بال و پر دیدیم ما
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.