پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹

گداخت بر لب حسرت ترانه دل ما

تبسمی کن و بشکن بهانه دل ما

سلم فروخته خرمن به برق ناکامی

دمیدن و ندمیدن ز دانه دل ما

حباب چشمه نزدیک راه تفرقه ایم

خراب سیل غبار است خانه دل ما

ز جوش بلبل و پروانه چون گل از هم ریخت

به شاخسار جنون آشیانه دل ما

که در دل است که درگرد شوق پنهان است

زسجده پاشی ما آستانه دل ما

زساده لوحی حیرت اسیر نومیدیم

که راه گوش نداند فسانه دل ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱بهار تنگدلی سبز کرد حاصل ما
  2. شمارهٔ ۹۲هر چند تپید بسمل ما
  3. شمارهٔ ۹۳جذبه‌ها زین کوشش بی‌بال و پر دیدیم ما
  4. شمارهٔ ۹۴خار و گل را جوش یک پیمانه می‌دانیم ما
  5. شمارهٔ ۹۵در محبت از جنون امداد می خواهیم ما
  6. شمارهٔ ۹۶از بسکه خورد نیش خموشی بیان ما
  7. شمارهٔ ۹۷شیشه بر خاره به صد رنگ زدن پیشه ما
  8. شمارهٔ ۹۸چه غم دارد دل از اندیشه ما
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.