پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵

دور چشم بد زسوز سینه غمناک ما

بعد مردن گل کند یا رب سپند از خاک ما

بوی گل را در طلسم گلستان پیچیده ایم

راز او را در قفس دارد دل صد چاک ما

بارها از یاد جولان سمندی سوختیم

تا شود روشن چراغ بخت از خاشاک ما

آب و آتش را بهار نورس آمیزش است

شعله ها گل می کند از دیده نمناک ما

با چنین مستی اگر دم می زدیم از زهد خشک

شمع صد میخانه می افروخت از مسواک ما

گاه از استغنا و گاه از مهربانی می کشد

خوب می داند طریق دشمنی بیباک ما

خیر گور خویش ای زاهد چو از ما بگذری

در شب آدینه شمع شیشه زن بر خاک ما

پرده می بندیم بر رخسار بینایی اسیر

گرشود آیینه آن شوخ چشم پاک ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷دگر چه باده به پیمانه می کند دل ما
  2. شمارهٔ ۸۸آیینه خرد حسن ز بازار دل ما
  3. شمارهٔ ۸۹گداخت بر لب حسرت ترانه دل ما
  4. شمارهٔ ۹۰درد عشق آشیانه دل ما
  5. شمارهٔ ۹۱بهار تنگدلی سبز کرد حاصل ما
  6. شمارهٔ ۹۲هر چند تپید بسمل ما
  7. شمارهٔ ۹۳جذبه‌ها زین کوشش بی‌بال و پر دیدیم ما
  8. شمارهٔ ۹۴خار و گل را جوش یک پیمانه می‌دانیم ما
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.