پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

سینه صاف است پیر ما خوشا احوال ما

فال رحمت می‌گشاید نامه اعمال ما

سرعت پرواز ما را پر گشودن غفلت است

ذره تا خورشید می‌خندد به استعلاج ما

بیخود از سیر جراحت خانه دل می‌رسیم

بوی گل مستانه می‌آید به استقبال ما

بی نیازی نسخه آمال ما را خوانده است

بهتر از فال دو عالم چون نیاید فال ما

در دل از یاد نگاه گرمی آیین بسته‌ایم

دیده آیینه داغ اختر اقبال ما

شوق کامل را به صد زنجیر نتوان داشتن

می‌پرد گر بر دل خارا کشی تمثال ما

هر سر مژگان نوازشنامه‌ای شد بی‌خبر

اینک از در می‌رسد پیک مبارک فال ما

نا امیدی کارش از مطلب روایی هم گذشت

خاطر ما بیش از این غافل مشو از حال ما

روز و شب را سنبل و گل در گریبان می‌کنیم

عید نوروز است از یاد تو ماه و سال ما

شیشه‌ها بلبل شود جوش بهار عشرت است

خنده گل می‌چکد از جام مالامال ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸آیینه خرد حسن ز بازار دل ما
  2. شمارهٔ ۸۹گداخت بر لب حسرت ترانه دل ما
  3. شمارهٔ ۹۰درد عشق آشیانه دل ما
  4. شمارهٔ ۹۱بهار تنگدلی سبز کرد حاصل ما
  5. شمارهٔ ۹۲هر چند تپید بسمل ما
  6. شمارهٔ ۹۳جذبه‌ها زین کوشش بی‌بال و پر دیدیم ما
  7. شمارهٔ ۹۴خار و گل را جوش یک پیمانه می‌دانیم ما
  8. شمارهٔ ۹۵در محبت از جنون امداد می خواهیم ما
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.