پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲

غمش باشد شراب بیغش ما

تراود آب حیوان زآتش ما

شکست بال شد در دام صیاد

نخستین تیر روی ترکش ما

چو مجنون روی آبادی نبیند

بیابانگرد شوق سرکش ما

خس و خاشاک شورستان عشقیم

پزد سودای خام از آتش ما

به زیر آسمان گویا اسیریم

که شد بیهوده گردی ابرش ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴تا شد ز یاد تو روشن چراغ ما
  2. شمارهٔ ۸۵دور چشم بد زسوز سینه غمناک ما
  3. شمارهٔ ۸۶سینه صاف است پیر ما خوشا احوال ما
  4. شمارهٔ ۸۷دگر چه باده به پیمانه می کند دل ما
  5. شمارهٔ ۸۸آیینه خرد حسن ز بازار دل ما
  6. شمارهٔ ۸۹گداخت بر لب حسرت ترانه دل ما
  7. شمارهٔ ۹۰درد عشق آشیانه دل ما
  8. شمارهٔ ۹۱بهار تنگدلی سبز کرد حاصل ما
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.