پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴

رام اطاعتیم و کشاکش کمند ما

صید دلیم و گردن تسلیم بند ما

شکر فروش خنده او زهر چشم او

تلخی فزای گریه ما زهرخند ما

گلدسته بند شعله دیدار گشته ایم

دارد سپند غنچه در آتش گزند ما

خویش بهانه جوی و نگه تشنه التفات

ناکام آرزو دل مشکل پسند ما

دلبستگی به الفت جاوید داده ایم

عمر دراز خضر محبت کمند ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶زلف ساقی گر نیندازد گره در کار ما
  2. شمارهٔ ۷۷گر ندانی تا قیامت راز ما
  3. شمارهٔ ۷۸چه حرف مهر و وفا گوش کرده ای از ما
  4. شمارهٔ ۷۹گردش چشم تغافل ساغر لبریز ما
  5. شمارهٔ ۸۰آیینه شود دود چراغ نفس ما
  6. شمارهٔ ۸۱گردیده خوان نعمت وجه معاش ما
  7. شمارهٔ ۸۲غمش باشد شراب بیغش ما
  8. شمارهٔ ۸۳زخمی افسانه ناصح نگردد گوش ما
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.