پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

مست تو جلوه گر دهد جام جهان نمای را

آینه جنون کند عقل برهنه پای را

گوش ترانه سنج را مجمر بزم دل کند

ذکر تو نغمه گر شود مطرب خوش‌نوای را

پردگیان کعبه را ساقی دیر می‌کند

جام فریب اگر دهی لعل سخن‌سرای را

بخت سیاه بی‌دلان جامه کعبه می‌شود

رهزن دین اگر کنی نرگس سرمه‌سای را

مرد ره توکلی، از پی آرزو مرو!

حرص به دام استخوان صید کند همای را

هر نفسی که می‌کشم لَخت‌دلی در آتش است

شعله به داغ می‌دهد وقت وداع، جای را

اشک نیاز می‌کند صید کبوتر حرم

دانه دام ره مکن آبله‌های پای را

همچو اسیر هرکه شد پیرو شوق خویشتن

پنبه گوش می‌کند زمزمه درای را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵دلم آیینه گر شرمندگی را
  2. شمارهٔ ۶۶جواب از خود رود چون بر زبان آری سؤالی را
  3. شمارهٔ ۶۷چه دردسر دهم دیوانگی با سخت‌جانی را
  4. شمارهٔ ۶۸به پیری بازگشتی هست لازم هر جوانی را
  5. شمارهٔ ۶۹نماید جلوه‌اش اکسیر جان‌ها خاک‌راهی را
  6. شمارهٔ ۷۰جنون کو تا نثار دل کنم آشفته رایی را
  7. شمارهٔ ۷۱فهمیده چشم شوخ تو حال خراب ما
  8. شمارهٔ ۷۲نکرده شکوه بیجا زیارت لب ما
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.