پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

کی ز دل بیرون کنم درد تمنای تو را

چون توانم دید خالی جای غم‌های تو را

گریه تا مکتوب اشکم را به صحرا برده است

روح مجنون کرده استقبال رسوای تو را

دیده ام گلدسته می بندد ز عمر جاودان

باغبان خضر است گلزار تماشای تو را

صد خیابان سرو بالا می کشد از دیده ام

در نظر دارم خیال سرو بالای تو را

گشته‌ایم از دیدن روی تو بیخود چون اسیر

چون تواند دید چشم من سراپای تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵نگه دزد فریبد رم آن بدخو را
  2. شمارهٔ ۵۶کرده ای جیقه جیقه ابرو را
  3. شمارهٔ ۵۷رخصت کشتنم بده نرگس کم نگاه را
  4. شمارهٔ ۵۸داد تاراج مزن صبر نینباشته را
  5. شمارهٔ ۵۹چشمت به خاک ریخته خون پیاله را
  6. شمارهٔ ۶۰گر دلم پنهان نسازد در غبار آیینه را
  7. شمارهٔ ۶۱داده ای ذوق شراب بی خمار آیینه را
  8. شمارهٔ ۶۲برده ای دل از میان آیینه را
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.