پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

خواب، پرواز حرام است مرا

آشیان حلقه دام است مرا

یاد زلفت گل شب بیداری

فیض صبح اول شام است مرا

عمر سودایی زلف تو دراز

تا ابد کار به کام است مرا

سرآن جلوه سلامت باشد

هر نفس عیش مدام است مرا

اضطراب و لب خاموش و ادب

قاصد و نامه و نام است مرا

بی خزان باغ دل از بیدردی

سوختن میوه خام است مرا

دل زهر چاک هلالی دارد

سر به سر ماه تمام است مرا

شهد منت ز تکبر نوشم

از جوابش که سلام است مرا

نو خطان پیش شما غیر اسیر

نه بگویید چه نام است مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴ز بسکه گردش چشم تو دیده مست مرا
  2. شمارهٔ ۳۵از دل مردم عالم خبری نیست مرا
  3. شمارهٔ ۳۶بی رخت شکوه ز بخت سیهی نیست مرا
  4. شمارهٔ ۳۷کو گریه ای که بی خبر از جا برد مرا
  5. شمارهٔ ۳۸باده چون زور آورد هشیار می‌سازد مرا
  6. شمارهٔ ۳۹پرکاویدم دل خودم را
  7. شمارهٔ ۴۰جنون به مستی و هشیاری آزمود مرا
  8. شمارهٔ ۴۱لعلت زجام شیر و شکر می دهد مرا
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.