پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

باده چون زور آورد هشیار می‌سازد مرا

خواب چون گردد گران بیدار می‌سازد مرا

صبح را گلگونه می‌بخشد کفِ خاکسترم

سوختن رنگین‌تر از گلزار می‌سازد مرا

دارد اکسیرِ حواسِ جمع دل چون شد خراب

سایهٔ ویرانه‌ها بسیار می‌سازد مرا

غفلتم تعمیرِ آگاهی است دیدم بارها

چشمِ خواب‌آلودِ من بیدار می‌سازد مرا

بلبلِ گل‌های شوخ از دور بودن خوشتر است

سِیرِ باغِ آرزو بیزار می‌سازد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰جنون به مستی و هشیاری آزمود مرا
  2. شمارهٔ ۴۱لعلت زجام شیر و شکر می دهد مرا
  3. شمارهٔ ۴۲چمن جلوه کن غبار مرا
  4. شمارهٔ ۴۳عشق ساغر داده شوق تشنه دیدار مرا
  5. شمارهٔ ۴۴گر به دام افتد هوای گلستان در سر مرا
  6. شمارهٔ ۴۵شد ذوق خاکساری اول هوس مرا
  7. شمارهٔ ۴۶چو شمع سوختگی تر کند دماغ مرا
  8. شمارهٔ ۴۷پرورده لطف سایه ات امید و بیم را
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.