پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷

پرورده لطف سایه ات امید و بیم را

گردیده خضر جذبه ره مستقیم را

بلبل شکار کرده به رنگ بهار فیض

گلدسته های نکهت خلق عظیم را

گیرد در اضطراب معاصی پی شفا

دست تو نبض ناله عظام رمیم را

از شرع حاذق تو خجالت طبیب ما

اعجاز عیسوی لب خاموش بیم را

عیسی ز نسبت گهر نور پاک تو

عابد فریب یافته در یتیم را

بخشیده بی طلب همه کس را نشان راه

سنگی که سوده رخ به کف پا کریم را

صحرا محیط گوهر و الفت صدف شود

تا در ره تو گریه نگیرد یتیم را

پیچیدگان جاده این شرع دلکشت

زنار کرده اند خط مستقیم را

شق القمر در آینه طور اشاره ای است

از شرع قاطعت ز تجلی کلیم را

از حجت بلندی هر عقل قعر چاه

ادراک روح مام فلک شد حکیم را

دارد اسیر چشم که بیند در آن جناب

صحت پذیر نسخه عمر سقیم را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹کسی طی می تواند کرد راه ای بیابان را
  2. شمارهٔ ۵۰گر صدق کلامت ندهد بال یقین را
  3. شمارهٔ ۵۱اگر ز درد نشانی بود فغان تو را
  4. شمارهٔ ۵۲کرده نور دیده خود خواب شیرین تو را
  5. شمارهٔ ۵۳کی ز دل بیرون کنم درد تمنای تو را
  6. شمارهٔ ۵۴اضطراب دل به من گفت آمدن‌های تو را
  7. شمارهٔ ۵۵نگه دزد فریبد رم آن بدخو را
  8. شمارهٔ ۵۶کرده ای جیقه جیقه ابرو را
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.