پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹

کسی طی می تواند کرد راه ای بیابان را

که پای شوق او از سبزه نشناسد مغیلان را

به جایی می رسد پاکیزه گوهر گرچه در اول

صدف زندان نماید قطره باران نیسان را

چه داند دلبری طفلی که در گلزار میخواری

ز بوی می نکرده غنچه اش آلوده دامان را

زچشم پر فریب محشرانگیز تو می آید

که از یک جنبش ابروکند بنیاد ایمان را

شوی آلوده دامان تر ز خاک کشتگان مگذر

به تقریب دگر پامال کن خون شهیدان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱اگر ز درد نشانی بود فغان تو را
  2. شمارهٔ ۵۲کرده نور دیده خود خواب شیرین تو را
  3. شمارهٔ ۵۳کی ز دل بیرون کنم درد تمنای تو را
  4. شمارهٔ ۵۴اضطراب دل به من گفت آمدن‌های تو را
  5. شمارهٔ ۵۵نگه دزد فریبد رم آن بدخو را
  6. شمارهٔ ۵۶کرده ای جیقه جیقه ابرو را
  7. شمارهٔ ۵۷رخصت کشتنم بده نرگس کم نگاه را
  8. شمارهٔ ۵۸داد تاراج مزن صبر نینباشته را
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.