پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

چو شمع سوختگی تر کند دماغ مرا

نگاه گرم دهد روشنی چراغ مرا

بهار تشنه خونم شود اگر داند

که آب تیغ تو سرسبز کرده باغ مرا

به عزم کوی تو آواره چمن شده ام

ز بوی گل نکند تا کسی سراغ مرا

به کار سوختنم شعله چون کند تقصیر

نخوانده است مگر سرنوشت داغ مرا

سرم اسیر زسودای ساقیی گرم است

که از شکستن دل پرکند ایاغ مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸گل گل شکفتی از می و افروختی مرا
  2. شمارهٔ ۴۹کسی طی می تواند کرد راه ای بیابان را
  3. شمارهٔ ۵۰گر صدق کلامت ندهد بال یقین را
  4. شمارهٔ ۵۱اگر ز درد نشانی بود فغان تو را
  5. شمارهٔ ۵۲کرده نور دیده خود خواب شیرین تو را
  6. شمارهٔ ۵۳کی ز دل بیرون کنم درد تمنای تو را
  7. شمارهٔ ۵۴اضطراب دل به من گفت آمدن‌های تو را
  8. شمارهٔ ۵۵نگه دزد فریبد رم آن بدخو را
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.