پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

چمن جلوه کن غبار مرا

سبز کن باغ انتظار مرا

دل و یادش خدا نگهدارد

در طلسم خزان بهار مرا

عشق دیوانه خوش تماشایی است

سیر کن سیر کار و بار مرا

خنده می آیدم چو می پرسی

سبب گریه های زار مرا

سبق نازخوان چه وقت خط است

مکن آشفته روزگار مرا

آنکه یک صید دامش آزادی است

کی رها می کند شکار مرا

تاب دوری بس است اسیر امان

سوختی سوختی قرار مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴گر به دام افتد هوای گلستان در سر مرا
  2. شمارهٔ ۴۵شد ذوق خاکساری اول هوس مرا
  3. شمارهٔ ۴۶چو شمع سوختگی تر کند دماغ مرا
  4. شمارهٔ ۴۷پرورده لطف سایه ات امید و بیم را
  5. شمارهٔ ۴۸گل گل شکفتی از می و افروختی مرا
  6. شمارهٔ ۴۹کسی طی می تواند کرد راه ای بیابان را
  7. شمارهٔ ۵۰گر صدق کلامت ندهد بال یقین را
  8. شمارهٔ ۵۱اگر ز درد نشانی بود فغان تو را
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.