پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

بی رخت شکوه ز بخت سیهی نیست مرا

لاف طاقت زده ام کم گنهی نیست مرا

دیده گر جلوه گه گلشن امید شود

همچو نرگس سر و برگ نگهی نیست مرا

حلقه دام در این سلسله محراب دعاست

ورنه در هر دو جهان سجده گهی نیست مرا

می زند سوز دلم طعنه به آرام سپند

به ز آتشکده آرامگهی نیست مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸باده چون زور آورد هشیار می‌سازد مرا
  2. شمارهٔ ۳۹پرکاویدم دل خودم را
  3. شمارهٔ ۴۰جنون به مستی و هشیاری آزمود مرا
  4. شمارهٔ ۴۱لعلت زجام شیر و شکر می دهد مرا
  5. شمارهٔ ۴۲چمن جلوه کن غبار مرا
  6. شمارهٔ ۴۳عشق ساغر داده شوق تشنه دیدار مرا
  7. شمارهٔ ۴۴گر به دام افتد هوای گلستان در سر مرا
  8. شمارهٔ ۴۵شد ذوق خاکساری اول هوس مرا
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.