پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۵

بی غنچه و لاله داغ پیدا

بی نقش قدم سراغ پیدا

از چشمه طور می خورد آب

پیداست ز چشم داغ پیدا

عشق است نهان و آشکارا

کی می شود از چراغ پیدا

در زاویه های خاک پنهان

در آینه های داغ پیدا

شد باده شور در سرما

بی ساقی و بی ایاغ پیدا

شد کعبه اسیر در ره دل

بی رهبر و بی سراغ پیدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷روشنگر چشم و دل ما کن شب ما را
  2. شمارهٔ ۸از بسکه غمت گداخت ما را
  3. شمارهٔ ۹به امید کسی نگذاشت بیدادش دل ما را
  4. شمارهٔ ۱۰سیرکن نو رسیده ما را
  5. شمارهٔ ۱۱هوا گلشن به گلشن می کشد دیوانه ما را
  6. شمارهٔ ۱۲اندیشه کند قبله شکیبایی ما را
  7. شمارهٔ ۱۳یا جلوه مده فرشته ها را
  8. شمارهٔ ۱۴فسونی خوانده چشمت شیشه‌ها را
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.