پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۷

روشنگر چشم و دل ما کن شب ما را

صیقل نزند تیره دلی مطلب ما را

دل شکر تو را از قلم شکوه نویسد

باور نکند ساده دلی یا رب ما را

شاید که تو یکبار ندانسته بخوانی

آیینه کند نقش نگین مطلب ما را

گفتند سویدای دل صبح امید است

دیدند چو در سوختگی کوکب ما را

خاکستر پروانه سرشتند ز شبنم

کردند بنا در دل ما مکتب ما را

مستی گل تقوی و ورع موج شراب است

نشناخته تا مشرب ما مشرب ما را

از گلبن کثرت گل توحید بخندد

گر آب کند نقش جبین مذهب ما را

دیوانه اسیر از ته دل شکر خدا کن

افزود ز صدق تو جنون مذهب ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹به امید کسی نگذاشت بیدادش دل ما را
  2. شمارهٔ ۱۰سیرکن نو رسیده ما را
  3. شمارهٔ ۱۱هوا گلشن به گلشن می کشد دیوانه ما را
  4. شمارهٔ ۱۲اندیشه کند قبله شکیبایی ما را
  5. شمارهٔ ۱۳یا جلوه مده فرشته ها را
  6. شمارهٔ ۱۴فسونی خوانده چشمت شیشه‌ها را
  7. شمارهٔ ۱۵به دل دوزد نگاهت سینه‌ها را
  8. شمارهٔ ۱۶گفتن راز چرا عربده پرداز چرا
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.