پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۸

از بسکه غمت گداخت ما را

نتوان از ما شناخت ما را

در ششدر داو رشک بودیم

دل برد ز غیر و باخت ما را

شرمنده دل چرا نباشیم

هر چند که سوخت، ساخت ما را

صد زخم جگر نواز بردیم

لعلش نمکین نواخت ما را

بی صرفه مهین شریک غم شد

دل کاش نمی شناخت ما را

بودیم اسیر بینوایی

عشق آمد و وانواخت ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰سیرکن نو رسیده ما را
  2. شمارهٔ ۱۱هوا گلشن به گلشن می کشد دیوانه ما را
  3. شمارهٔ ۱۲اندیشه کند قبله شکیبایی ما را
  4. شمارهٔ ۱۳یا جلوه مده فرشته ها را
  5. شمارهٔ ۱۴فسونی خوانده چشمت شیشه‌ها را
  6. شمارهٔ ۱۵به دل دوزد نگاهت سینه‌ها را
  7. شمارهٔ ۱۶گفتن راز چرا عربده پرداز چرا
  8. شمارهٔ ۱۷گر یار در دل است عبث آرزو چرا
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.