پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

یا جلوه مده فرشته ها را

یا خام مکن برشته ها را

دهقانی برق اگر نباشد

انبار کنند کشته ها را

کی می گزد آتش قیامت

در کوره دل برشته ها را

یا رب که بلای جان ما ساخت

این شبنم گل سرشته ها را

مطلب چه رواست در دو عالم

امید به دل نهشته ها را

تا خواندن نامه ها تو دانی

از یاد مبر نوشته ها را

طول امل است اینکه دارد

درهم شده کار رشته ها را

در مستی اسیر می نویسم

قاصد مبر این نوشته ها را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵به دل دوزد نگاهت سینه‌ها را
  2. شمارهٔ ۱۶گفتن راز چرا عربده پرداز چرا
  3. شمارهٔ ۱۷گر یار در دل است عبث آرزو چرا
  4. شمارهٔ ۱۸چه گویم با کسی راز دل دیوانه خود را
  5. شمارهٔ ۱۹زوالی نیست دست پیشتر را
  6. شمارهٔ ۲۰چو آیینه در دل گدازم نفس را
  7. شمارهٔ ۲۱کرده ام از خون دل خالی ایاغ خویش را
  8. شمارهٔ ۲۲داشتی مخصوص من تا لطف عام خویش را
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.