پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

به دل دوزد نگاهت سینه‌ها را

به گل گیرد رخت آیینه‌ها را

بهار سینه‌صافی بی‌خزان‌تر

ز دل روبد غبار کینه‌ها را

بیا زاهد که مست سجده یابی

به پای خُم شب آدینه‌ها را

نخستین گام سر باید نهادن

که بالا می‌رود این زینه‌ها را

اسیر دور گردم می‌توانم

که نامحرم کنم دیرینه‌ها را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷گر یار در دل است عبث آرزو چرا
  2. شمارهٔ ۱۸چه گویم با کسی راز دل دیوانه خود را
  3. شمارهٔ ۱۹زوالی نیست دست پیشتر را
  4. شمارهٔ ۲۰چو آیینه در دل گدازم نفس را
  5. شمارهٔ ۲۱کرده ام از خون دل خالی ایاغ خویش را
  6. شمارهٔ ۲۲داشتی مخصوص من تا لطف عام خویش را
  7. شمارهٔ ۲۳بسکه با حیرت برآوردیم کام خویش را
  8. شمارهٔ ۲۴آنکه گرداند ز ما دانسته راه خویش را
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.