پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

مو به مو مژگان تر باید شکار عشق را

گریه بسیار است ابر نوبهار عشق را

از نیاز ما رخت باغ تماشا گشته است

گل بخندد از گریبان خارخار عشق را

دل به امیدی غبار راه حسرت گشته است

وعده می سوزد چراغ انتظار عشق را

از نسیم جلوه ای پرواز رنگین می کنم

نکهت گل می برد از جا غبار عشق را

چون اسیر آیینه ام از تیره بختی روشن است

صبح ما شام غریبان شد دیار عشق را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸مکن در بزم روشن وصف آن شیرین شمایل را
  2. شمارهٔ ۲۹نفریبد به خیال نگهت خواب مرا
  3. شمارهٔ ۳۰با تمنای تو بسیار حساب است مرا
  4. شمارهٔ ۳۱دل و درد تو که صبر است و قرار است مرا
  5. شمارهٔ ۳۲خواب، پرواز حرام است مرا
  6. شمارهٔ ۳۳سرمه حیرتش اکسیر نگاه است مرا
  7. شمارهٔ ۳۴ز بسکه گردش چشم تو دیده مست مرا
  8. شمارهٔ ۳۵از دل مردم عالم خبری نیست مرا
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.