پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰

با تمنای تو بسیار حساب است مرا

درس دل خوانده ام،آیینه کتاب است مرا

از گلستان خمارم گل مستی خندد

دل دیوانه مگر جام شراب است مرا

چشم تر بی تو سرانجام مرا می داند

سرآرام به بالین حباب است مرا

خنده ها از گل همراهی دشمن دارم

با عزیزان چه حساب و چه کتاب است مرا

دل آیینه؟ غفلت چه کند

مزد آگاهی من دفتر خواب است مرا

آرزو بتکده جلوه بیگانگی است

می کنم از تو سؤالی چه جواب است مرا

از تمنای لبت بزم شرابی دارم

آه پر حسرت من دود کباب است مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲خواب، پرواز حرام است مرا
  2. شمارهٔ ۳۳سرمه حیرتش اکسیر نگاه است مرا
  3. شمارهٔ ۳۴ز بسکه گردش چشم تو دیده مست مرا
  4. شمارهٔ ۳۵از دل مردم عالم خبری نیست مرا
  5. شمارهٔ ۳۶بی رخت شکوه ز بخت سیهی نیست مرا
  6. شمارهٔ ۳۷کو گریه ای که بی خبر از جا برد مرا
  7. شمارهٔ ۳۸باده چون زور آورد هشیار می‌سازد مرا
  8. شمارهٔ ۳۹پرکاویدم دل خودم را
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.