پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

نفریبد به خیال نگهت خواب مرا

نبرد جلوه وصل تو به مهتاب مرا

بسته بر بازوی بیدار فلک خواب مرا

کرده تعویذ سحر آه جگرتاب مرا

اشک پرورده راز غم پنهان دلم

گریه داده است ندانسته به سیلاب مرا

شور بیطاقتیم در سفر آرام است

تا نداند کسی از عشق تو بیتاب مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱دل و درد تو که صبر است و قرار است مرا
  2. شمارهٔ ۳۲خواب، پرواز حرام است مرا
  3. شمارهٔ ۳۳سرمه حیرتش اکسیر نگاه است مرا
  4. شمارهٔ ۳۴ز بسکه گردش چشم تو دیده مست مرا
  5. شمارهٔ ۳۵از دل مردم عالم خبری نیست مرا
  6. شمارهٔ ۳۶بی رخت شکوه ز بخت سیهی نیست مرا
  7. شمارهٔ ۳۷کو گریه ای که بی خبر از جا برد مرا
  8. شمارهٔ ۳۸باده چون زور آورد هشیار می‌سازد مرا
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.