پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

مکن در بزم روشن وصف آن شیرین شمایل را

که رشک آتش زند در سینه جان شمع محفل را

بکش از صحبت صورت پرستان دامن الفت

خریداری مجو بهتر زحسن آیینه دل را

شهیدی سرخ روی بزم سربازی تواند شد

که طوق گردن تسلیم سازد تیغ قاتل را

شد از موج سرشکم کشتی آرام طوفانی

نمایی تا به کی ای ناخدا از دور ساحل را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰با تمنای تو بسیار حساب است مرا
  2. شمارهٔ ۳۱دل و درد تو که صبر است و قرار است مرا
  3. شمارهٔ ۳۲خواب، پرواز حرام است مرا
  4. شمارهٔ ۳۳سرمه حیرتش اکسیر نگاه است مرا
  5. شمارهٔ ۳۴ز بسکه گردش چشم تو دیده مست مرا
  6. شمارهٔ ۳۵از دل مردم عالم خبری نیست مرا
  7. شمارهٔ ۳۶بی رخت شکوه ز بخت سیهی نیست مرا
  8. شمارهٔ ۳۷کو گریه ای که بی خبر از جا برد مرا
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.