پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵

در دل گداختیم تمنای خویش را

شاید که ناله گرم کند جای خویش را

فرصت سلم خریده بازار محنتم

امروز می خورم غم فردای خویش را

زان پیشتر که گریه شود رو شناس ما

شستیم سرنوشت مداوای خویش را

آخر دچار کوی تو شد گرد تربتم

دیدم بهار آبله پای خویش را

یاد قدی ز بسکه به دل داشتم اسیر

بگداختم چو شمع سراپای خویش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷لاله می روید ز بستر ناتوان عشق را
  2. شمارهٔ ۲۸مکن در بزم روشن وصف آن شیرین شمایل را
  3. شمارهٔ ۲۹نفریبد به خیال نگهت خواب مرا
  4. شمارهٔ ۳۰با تمنای تو بسیار حساب است مرا
  5. شمارهٔ ۳۱دل و درد تو که صبر است و قرار است مرا
  6. شمارهٔ ۳۲خواب، پرواز حرام است مرا
  7. شمارهٔ ۳۳سرمه حیرتش اکسیر نگاه است مرا
  8. شمارهٔ ۳۴ز بسکه گردش چشم تو دیده مست مرا
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.