پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۲

من و بزمی که به مژگان نرسد خواب آنجا

شود آرام می و ساغر سیماب آنجا

عندلیب چمنی گشته دلم کز نم اشک

شعله داغ بود لاله سیراب آنجا

شده ام غرقه بحری که ز اعجاز خطر

زلف منصور بود پیچش گرداب آنجا

شهر تبریز که گلگونی رخسار شفق

زرد رویی کشد از خجلت سرخاب آنجا

عشق بیکار نشیند که ز اعجاز نظر

تشنه خون نمک گشته سفیداب آنجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴بحر عشق است و وفا گوهر پاک است اینجا
  2. شمارهٔ ۵بی غنچه و لاله داغ پیدا
  3. شمارهٔ ۶جنون نمی کند از خویشتن جدا ما را
  4. شمارهٔ ۷روشنگر چشم و دل ما کن شب ما را
  5. شمارهٔ ۸از بسکه غمت گداخت ما را
  6. شمارهٔ ۹به امید کسی نگذاشت بیدادش دل ما را
  7. شمارهٔ ۱۰سیرکن نو رسیده ما را
  8. شمارهٔ ۱۱هوا گلشن به گلشن می کشد دیوانه ما را
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.