پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۱

آسودگی کجا دل بیتاب من کجا

شوق سفر کجا و قرار وطن کجا

در پرده جذبه گر نشود رهنمای شوق

یوسف کجا و رایحه پیرهن کجا

ابر است و گل شکفته و گلزار تازه روی

ساقی کجا پیاله کجا انجمن کجا

دیوانه نیستیم که پیمانه بشکنیم

ما از کجا و توبه پیمان شکن کجا

باور نمی کنم سخن التفات او

دیده است چشم او به غلط سوی من کجا

افسانه ای است گفت و شنید لبش به ما

راه سخن کجا ومجال سخن کجا

گر عاشقی اسیر چرا دل شکسته ای

آشفتگی کجا و هوای چمن کجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳دل و جان سیرگاه یار خواه اینجا و خواه آنجا
  2. شمارهٔ ۴بحر عشق است و وفا گوهر پاک است اینجا
  3. شمارهٔ ۵بی غنچه و لاله داغ پیدا
  4. شمارهٔ ۶جنون نمی کند از خویشتن جدا ما را
  5. شمارهٔ ۷روشنگر چشم و دل ما کن شب ما را
  6. شمارهٔ ۸از بسکه غمت گداخت ما را
  7. شمارهٔ ۹به امید کسی نگذاشت بیدادش دل ما را
  8. شمارهٔ ۱۰سیرکن نو رسیده ما را
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.