پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی

غزلیات

۸۶۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۶۱ خرقه پوشی است خودنمایی نیست
  2. شمارهٔ ۳۶۲ آیا دیگر چه مدعا داشت
  3. شمارهٔ ۳۶۳ فلک ز کام من سفله کیش عار نداشت
  4. شمارهٔ ۳۶۴ رواج ساختگی های روزگار نداشت
  5. شمارهٔ ۳۶۵ عاشق آن روز که جا در خم آن دام نداشت
  6. شمارهٔ ۳۶۶ در دیار ما زمین مشت غباری هم نداشت
  7. شمارهٔ ۳۶۷ در حلقه زلف تو دلی چله نشین داشت
  8. شمارهٔ ۳۶۸ سبزه ما کی ز برق خرمنی اندیشه داشت
  9. شمارهٔ ۳۶۹ دلم با سوز پنهانی سری داشت
  10. شمارهٔ ۳۷۰ تا کی از شام جدایی ماجرا خواهد گذشت
  11. شمارهٔ ۳۷۱ در دلم سیر کوی یار گذشت
  12. شمارهٔ ۳۷۲ بیگانگی ز شکوه شام و سحر گذشت
  13. شمارهٔ ۳۷۳ دامن صحرا و کوه از دامن گلچین گذشت
  14. شمارهٔ ۳۷۴ گردش چشم تماشا می گشت
  15. شمارهٔ ۳۷۵ شوق روزی که پی چاک گریبان می‌گشت
  16. شمارهٔ ۳۷۶ حرف شوقت مختصر خواهم نوشت
  17. شمارهٔ ۳۷۷ نامه‌ی شوق تو را گر مختصر خواهم نوشت
  18. شمارهٔ ۳۷۸ فلک برات که بر شهپر هما ننوشت
  19. شمارهٔ ۳۷۹ دیده ام یک مژه آرام به خوابی ننوشت
  20. شمارهٔ ۳۸۰ گشته آیینه بیقرار خطت
  21. شمارهٔ ۳۸۱ نشینم گوشه ای با خاطر ناشاد هر ساعت
  22. شمارهٔ ۳۸۲ قرب شاهان بی صدف کی گوهر شهوار یافت
  23. شمارهٔ ۳۸۳ می کشیدی و نگه سیر چمن یاد گرفت
  24. شمارهٔ ۳۸۴ گلستانی که هوای دل نومید گرفت
  25. شمارهٔ ۳۸۵ تا غمش در دلم قرار گرفت
  26. شمارهٔ ۳۸۶ از قدش جلوه باز کام گرفت
  27. شمارهٔ ۳۸۷ آهم گره‌گشاست مدد می‌توان گرفت
  28. شمارهٔ ۳۸۸ مشق گداز دل ز نفس می‌توان گرفت
  29. شمارهٔ ۳۸۹ ره بر امید بیشترک می‌توان گرفت
  30. شمارهٔ ۳۹۰ هر دم ز گریه فیض نوی می‌توان گرفت
  31. شمارهٔ ۳۹۱ لاله به کف جام دمیدن گرفت
  32. شمارهٔ ۳۹۲ شرم رخت به دیده نقاب سمن گرفت
  33. شمارهٔ ۳۹۳ جایی که عقل دامن تدبیر می گرفت
  34. شمارهٔ ۳۹۴ فرصت مجنون اگر دنبال محمل می گرفت
  35. شمارهٔ ۳۹۵ گر عسس مال کسی از دزد معنی می گرفت
  36. شمارهٔ ۳۹۶ جلوه حسن تو بس در صورت و معنی گرفت
  37. شمارهٔ ۳۹۷ آمد از ذوق تپیدن نفس از یادم رفت
  38. شمارهٔ ۳۹۸ از پاک بینشی دل اهل نظر شکفت
  39. شمارهٔ ۳۹۹ داروی هوش و هوش ربایی خوشا دلت
  40. شمارهٔ ۴۰۰ پرده چشم سمن پیراهنت
  41. شمارهٔ ۴۰۱ ای چار رکن عالم خشتی ز بارگاهت
  42. شمارهٔ ۴۰۲ نگشته مست تو هرگز به هیچ در محتاج
  43. شمارهٔ ۴۰۳ مگشای پیش هر کس بار فسانه چون موج
  44. شمارهٔ ۴۰۴ گه به درد و گه به داغ ما مپیچ
  45. شمارهٔ ۴۰۵ لطف سخن و تازگی لفظ و ادا هیچ
  46. شمارهٔ ۴۰۶ بیند اگر ز گرد ره او رواج صبح
  47. شمارهٔ ۴۰۷ آن میگساری شب و این دور باش صبح
  48. شمارهٔ ۴۰۸ گل گل شکفته از شفق فیض باغ صبح
  49. شمارهٔ ۴۰۹ شب روز شد به یاد تو روشن چراغ صبح
  50. شمارهٔ ۴۱۰ دل صاف می کند ز کدورت ایاغ صبح
  51. شمارهٔ ۴۱۱ بسکه از مهر او گداخته صبح
  52. شمارهٔ ۴۱۲ جذبه شوق که می ریخت به پیمانه صبح
  53. شمارهٔ ۴۱۳ سیم اشکم صیقل آیینه گل‌های صبح
  54. شمارهٔ ۴۱۴ گشته تا صیاد ما مژگان شوخ
  55. شمارهٔ ۴۱۵ که گفته سنگ دلت کفه محبت باد
  56. شمارهٔ ۴۱۶ اضطرابم رهین طاقت باد
  57. شمارهٔ ۴۱۷ رنگ شکسته از گل رویش عیان مباد
  58. شمارهٔ ۴۱۸ بی یاد قامتش دل بیتاب من مباد
  59. شمارهٔ ۴۱۹ گلشن آرای خیالم حسن محجوب تو باد
  60. شمارهٔ ۴۲۰ غمی که درد نیفزود ننگ سلسله باد

متن اشعار به نقل از گنجور.