پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۹

داروی هوش و هوش ربایی خوشا دلت

آیینه ساز عربده هایی خوشا دلت

پیوسته در هوای جنون بال می زنی

منت پرست بال همایی خوشا دلت

یک مصرع از سفینه همت نخوانده ای

در بند چند و چون و چرایی خوشا دلت

روشن سواد دفتر بینش نگشته ای

پیوسته محو آینه هایی خوشا دلت

غافل دچار گلشن عالم نگشته ای

آیینه صید خاطر مایی خوشا دلت

چشمت تمام مستی و خوابت تمام ناز

خرسند از اینکه در دل مایی خوشا دلت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۱ای چار رکن عالم خشتی ز بارگاهت
  2. شمارهٔ ۴۰۲نگشته مست تو هرگز به هیچ در محتاج
  3. شمارهٔ ۴۰۳مگشای پیش هر کس بار فسانه چون موج
  4. شمارهٔ ۴۰۴گه به درد و گه به داغ ما مپیچ
  5. شمارهٔ ۴۰۵لطف سخن و تازگی لفظ و ادا هیچ
  6. شمارهٔ ۴۰۶بیند اگر ز گرد ره او رواج صبح
  7. شمارهٔ ۴۰۷آن میگساری شب و این دور باش صبح
  8. شمارهٔ ۴۰۸گل گل شکفته از شفق فیض باغ صبح
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.