پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۴

گه به درد و گه به داغ ما مپیچ

اینقدرها در سراغ ما مپیچ

نشئه گر سر جوش سودا نیستی

پا به دامان ایاغ ما مپیچ

شعله را سرکار شبنم کرده ایم

بوی گل در سیر باغ ما مپیچ

گر سمندر گشته ای پروانه ای

هرزه بر دود چراغ ما مپیچ

گل نمی گنجد در این آشفته باغ

نکهت گل بر دماغ ما مپیچ

درد می خیزد از این صحرای خشک

هیچکس گو در سراغ ما مپیچ

گفتمت گفتم اسیر خام سوز

رشته سودا به داغ ما مپیچ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۶بیند اگر ز گرد ره او رواج صبح
  2. شمارهٔ ۴۰۷آن میگساری شب و این دور باش صبح
  3. شمارهٔ ۴۰۸گل گل شکفته از شفق فیض باغ صبح
  4. شمارهٔ ۴۰۹شب روز شد به یاد تو روشن چراغ صبح
  5. شمارهٔ ۴۱۰دل صاف می کند ز کدورت ایاغ صبح
  6. شمارهٔ ۴۱۱بسکه از مهر او گداخته صبح
  7. شمارهٔ ۴۱۲جذبه شوق که می ریخت به پیمانه صبح
  8. شمارهٔ ۴۱۳سیم اشکم صیقل آیینه گل‌های صبح
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.