پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۶

بیند اگر ز گرد ره او رواج صبح

خورشید تکیه گه نکند تخت عاج صبح

دارد دماغی از می دوشینه روز من

رنگین طراز گوشه سرکرده تاج صبح

دارم دلی زمحشر گل تر دماغ تر

یادت مفرحی است که دارد مزاج صبح

گردد به نرخ باده دلها سفال چرخ

گیرد اگر ز میکده شامم خراج صبح

شوخ است و مست چشمک تکلیف اسیر کو

کز یک پیاله باده نمایم علاج صبح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۸گل گل شکفته از شفق فیض باغ صبح
  2. شمارهٔ ۴۰۹شب روز شد به یاد تو روشن چراغ صبح
  3. شمارهٔ ۴۱۰دل صاف می کند ز کدورت ایاغ صبح
  4. شمارهٔ ۴۱۱بسکه از مهر او گداخته صبح
  5. شمارهٔ ۴۱۲جذبه شوق که می ریخت به پیمانه صبح
  6. شمارهٔ ۴۱۳سیم اشکم صیقل آیینه گل‌های صبح
  7. شمارهٔ ۴۱۴گشته تا صیاد ما مژگان شوخ
  8. شمارهٔ ۴۱۵که گفته سنگ دلت کفه محبت باد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.