پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۸

گل گل شکفته از شفق فیض باغ صبح

پر گشته از شراب تماشا ایاغ صبح

کافر به حسرت دل بیتاب من مباد

پر سوختم به ناحیه شام داغ صبح

شب را کسی به خواب نبیند چو آفتاب

روشن اگر ز روی تو گردد چراغ صبح

از بسکه انتظار کشیدیم سوختیم

در سینه دل گداخته ام چون چراغ صبح

هر شب که عزم روی تو کردم اسیروار

از گرد راه خویش گرفتم سراغ صبح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۰دل صاف می کند ز کدورت ایاغ صبح
  2. شمارهٔ ۴۱۱بسکه از مهر او گداخته صبح
  3. شمارهٔ ۴۱۲جذبه شوق که می ریخت به پیمانه صبح
  4. شمارهٔ ۴۱۳سیم اشکم صیقل آیینه گل‌های صبح
  5. شمارهٔ ۴۱۴گشته تا صیاد ما مژگان شوخ
  6. شمارهٔ ۴۱۵که گفته سنگ دلت کفه محبت باد
  7. شمارهٔ ۴۱۶اضطرابم رهین طاقت باد
  8. شمارهٔ ۴۱۷رنگ شکسته از گل رویش عیان مباد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.