پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۰

دل صاف می کند ز کدورت ایاغ صبح

تا افکند سیاهی شب را ز داغ صبح

تا آسمان ز عکس قدح گل شکفته است

رنگین تر است مجلس مستان ز باغ صبح

وا شد دلم ز فیض صبوحی در این بهار

آشفتگی به خواب نبیند دماغ صبح

خواهم شبی که مست شراب جنون شدم

خندم به روی ساغر و گیرم سراغ صبح

مستی خواب بیشتر از نشئه فناست

شب تیره روز گشته ز دود چراغ صبح

سوزد ز رشک مجلسم امشب دل اسیر

مینا فتیله ساخته از بهر داغ صبح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۲جذبه شوق که می ریخت به پیمانه صبح
  2. شمارهٔ ۴۱۳سیم اشکم صیقل آیینه گل‌های صبح
  3. شمارهٔ ۴۱۴گشته تا صیاد ما مژگان شوخ
  4. شمارهٔ ۴۱۵که گفته سنگ دلت کفه محبت باد
  5. شمارهٔ ۴۱۶اضطرابم رهین طاقت باد
  6. شمارهٔ ۴۱۷رنگ شکسته از گل رویش عیان مباد
  7. شمارهٔ ۴۱۸بی یاد قامتش دل بیتاب من مباد
  8. شمارهٔ ۴۱۹گلشن آرای خیالم حسن محجوب تو باد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.