پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۵

که گفته سنگ دلت کفه محبت باد

دعای کیست که صبرم رمیده طاقت باد

مرا به عاشق دیوانه رحم می آید

غریب کیست دلش آشنای طاقت باد

در آتش دل الفت ندیده خویشم

که آرمیدگیش صید دام وحشت باد

هزار رنگ شکفتند میکشان ساقی

گل همیشه بهار تو ابر رحمت باد

بهار آمده رنگین تر از نگار اسیر

به عزم توبه شکستن رسیده فرصت باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۷رنگ شکسته از گل رویش عیان مباد
  2. شمارهٔ ۴۱۸بی یاد قامتش دل بیتاب من مباد
  3. شمارهٔ ۴۱۹گلشن آرای خیالم حسن محجوب تو باد
  4. شمارهٔ ۴۲۰غمی که درد نیفزود ننگ سلسله باد
  5. شمارهٔ ۴۲۱عنان دل به مژگان می‌توان داد
  6. شمارهٔ ۴۲۲رشته وادی هجر تو گرم سر می‌داد
  7. شمارهٔ ۴۲۳اشکم از بس کرده آب روی گل‌ها را زیاد
  8. شمارهٔ ۴۲۴گلاب خون و عبیر غبار می طلبد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.