پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۳

اشکم از بس کرده آب روی گل‌ها را زیاد

می‌توان شبنمی کرد آب دریا را زیاد

از نسیمی دامن این بحر می‌آید به جوش

می‌کند بوی گلی شور دل ما را زیاد

می‌کند جوش خریداران یوسف هر نفس

گرمی بازار سودای زلیخا را زیاد

یاد ما گر کمتر می‌کند سهل است اسیر

چون نخواهد برد هرگز کینه ما را زیاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۵تذرو جلوه ات را دیده من آشیان زیبد
  2. شمارهٔ ۴۲۶کجا بی‌کاوش دردی صد چاک می‌زیبد
  3. شمارهٔ ۴۲۷قطره چون موج اضطراب افتد
  4. شمارهٔ ۴۲۸ز تاب سنبلی صید ضعیفم در کمند افتد
  5. شمارهٔ ۴۲۹آتشی نیست محبت که به ناپاک افتد
  6. شمارهٔ ۴۳۰گلستان شو ز می تا نوبهار از چشم رنگ افتد
  7. شمارهٔ ۴۳۱در دام تمنای تو گر بر سرم افتد
  8. شمارهٔ ۴۳۲به لب هردم ز شادی شُکر این سودا نمی‌گنجد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.