پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۶

کجا بی‌کاوش دردی صد چاک می‌زیبد

هلاک تشنگی را دیده کی نمناک می‌زیبد

لباس اهل دل هم نیست از کیفیتی عریان

کسی گر خرقه‌ای پوشد ز برگ تاک می‌زیبد

به خام افتاده‌ام من التفاتی گوشه چشمی

شکار سرگرانی را نگه فتراک می‌زیبد

سبک‌روح محبت همچو شبنم گل کند منزل

نشیمن صورت دیوار را از خاک می‌زیبد

اسیر از خاطر ما نگذرد هشیار آن بدخو

قیامت‌جلوگی را روی آتشناک می‌زیبد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۸ز تاب سنبلی صید ضعیفم در کمند افتد
  2. شمارهٔ ۴۲۹آتشی نیست محبت که به ناپاک افتد
  3. شمارهٔ ۴۳۰گلستان شو ز می تا نوبهار از چشم رنگ افتد
  4. شمارهٔ ۴۳۱در دام تمنای تو گر بر سرم افتد
  5. شمارهٔ ۴۳۲به لب هردم ز شادی شُکر این سودا نمی‌گنجد
  6. شمارهٔ ۴۳۳سخنها بر زبان چون رشته ها بر سوزنی پیچید
  7. شمارهٔ ۴۳۴دلم تا چند از شرم نگاهی مضطرب گردد
  8. شمارهٔ ۴۳۵همای گرد مجنون تو پرواز آشیان گردد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.