پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۸

ز تاب سنبلی صید ضعیفم در کمند افتد

ز صید غنچه ای گرد سبکروحم بلند افتد

به دامش گر به خاطر بگذارنم یاد آزادی

تنم را همچو جوشن بند بر بالای بند افتد

چه گل چیند زعالم حسرت زندانی مرغی

که پروازش گره در بیضه مانند سپند افتد

خراش صوت بلبل در بهار از ناله می دزدم

که ترسم در دماغ ابر خون گل بلند افتد

اگر از روی عالم گشته ام شرمنده معذورم

که با خود هم نسازد چون دلی مشکل پسند افتد

شکستی کز دل افتادگان خیزد خطر دارد

مبادا شیشه ای یارب از این طاق بلند افتد

اسیر از فیض دل جنس وفاداری چه غم داری

متاع ناروایی در طلسم چون و چند افتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۰گلستان شو ز می تا نوبهار از چشم رنگ افتد
  2. شمارهٔ ۴۳۱در دام تمنای تو گر بر سرم افتد
  3. شمارهٔ ۴۳۲به لب هردم ز شادی شُکر این سودا نمی‌گنجد
  4. شمارهٔ ۴۳۳سخنها بر زبان چون رشته ها بر سوزنی پیچید
  5. شمارهٔ ۴۳۴دلم تا چند از شرم نگاهی مضطرب گردد
  6. شمارهٔ ۴۳۵همای گرد مجنون تو پرواز آشیان گردد
  7. شمارهٔ ۴۳۶گر دل شکند مهرت از او دور نگردد
  8. شمارهٔ ۴۳۷عشق تو چراغ دل هر خام نگردد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.