پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۲

رشته وادی هجر تو گرم سر می‌داد

شوق کی فرصت پرواز کبوتر می‌داد

شمع تا روز ز افسانه هجرم می‌سوخت

داغم امشب خبر از گردش اختر می‌داد

یاد پیکان تو می‌داد نویدی به دلم

کاش تیر تو که دل می‌دهدم پر می‌داد

ما و دل تهنیت عید به هم می‌دادیم

حسن روزی که به مژگان تو خنجر می‌داد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۴گلاب خون و عبیر غبار می طلبد
  2. شمارهٔ ۴۲۵تذرو جلوه ات را دیده من آشیان زیبد
  3. شمارهٔ ۴۲۶کجا بی‌کاوش دردی صد چاک می‌زیبد
  4. شمارهٔ ۴۲۷قطره چون موج اضطراب افتد
  5. شمارهٔ ۴۲۸ز تاب سنبلی صید ضعیفم در کمند افتد
  6. شمارهٔ ۴۲۹آتشی نیست محبت که به ناپاک افتد
  7. شمارهٔ ۴۳۰گلستان شو ز می تا نوبهار از چشم رنگ افتد
  8. شمارهٔ ۴۳۱در دام تمنای تو گر بر سرم افتد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.