پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۷

رنگ شکسته از گل رویش عیان مباد

پژمردگی شکفته این گلستان مباد

با صبحت یدان که مباد از برش جدا

از ناز طبع نازک او سر گران مباد

پیغام خویش جز به خیالش نمی دهم

غیری بدین وسیله به او همزبان مباد

جسم تو تب کشید و من از رشک سوختم

درد تو جز نصیب من خسته جان مباد

غافل شدم زمانی و تب بر تو دست یافت

کز بیخبر اسیر تو نام و نشان مباد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۹گلشن آرای خیالم حسن محجوب تو باد
  2. شمارهٔ ۴۲۰غمی که درد نیفزود ننگ سلسله باد
  3. شمارهٔ ۴۲۱عنان دل به مژگان می‌توان داد
  4. شمارهٔ ۴۲۲رشته وادی هجر تو گرم سر می‌داد
  5. شمارهٔ ۴۲۳اشکم از بس کرده آب روی گل‌ها را زیاد
  6. شمارهٔ ۴۲۴گلاب خون و عبیر غبار می طلبد
  7. شمارهٔ ۴۲۵تذرو جلوه ات را دیده من آشیان زیبد
  8. شمارهٔ ۴۲۶کجا بی‌کاوش دردی صد چاک می‌زیبد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.