پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۶

اضطرابم رهین طاقت باد

وحشتم صید دام الفت باد

عقل با ما چه می تواند کرد

سر دیوانگی سلامت باد

وعده عمر دوباره می خواهد

وصل بی انتظار قسمت باد

وحشیی رام می توانم کرد

نگهم دام باف الفت باد

خاکساری بهار راحت ماست

خاک دردیده فراغت باد

عشق ورزیدن آتش است آتش

گل این باغ ابر رحمت باد

نمک خوان عشق بیداد است

دل پریخانه جراحت باد

شد نمکسود پاره های جگر

گریه ام داغدار لذت باد

قرب در بند آشنایی نیست

عالمی گو شکار الفت باد

عیب من گشتم چشم بینایی

عمرها صرف خواب غفلت باد

گر ندانیم قدر ناکامی

شکر ما دفتر شکایت باد

عذر تقصیر می توانم خواست

طالعم روشناس خدمت باد

چند درگرد انفعال گداخت

سجده ها را قبول طاعت باد

نمکین جانفشانیی دارم

سرببازم اسیر فرصت باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۸بی یاد قامتش دل بیتاب من مباد
  2. شمارهٔ ۴۱۹گلشن آرای خیالم حسن محجوب تو باد
  3. شمارهٔ ۴۲۰غمی که درد نیفزود ننگ سلسله باد
  4. شمارهٔ ۴۲۱عنان دل به مژگان می‌توان داد
  5. شمارهٔ ۴۲۲رشته وادی هجر تو گرم سر می‌داد
  6. شمارهٔ ۴۲۳اشکم از بس کرده آب روی گل‌ها را زیاد
  7. شمارهٔ ۴۲۴گلاب خون و عبیر غبار می طلبد
  8. شمارهٔ ۴۲۵تذرو جلوه ات را دیده من آشیان زیبد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.