پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۷

آن میگساری شب و این دور باش صبح

شکر مدار شام کنم یا معاش صبح

عکس پری و شوخی آیینه هواست

پرواز نشئه در چمن انتعاش صبح

تارش نگاه حسرت شب زنده دار کیست

دیبای آفتاب ندارد قماش صبح

در باغ چهره نرگس دیر آشنای او

خوابیده مست باده شب بر فراش صبح

شب زنده داریت چه بهاری کند اسیر

گر باد آرزو نشود بت تراش صبح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۹شب روز شد به یاد تو روشن چراغ صبح
  2. شمارهٔ ۴۱۰دل صاف می کند ز کدورت ایاغ صبح
  3. شمارهٔ ۴۱۱بسکه از مهر او گداخته صبح
  4. شمارهٔ ۴۱۲جذبه شوق که می ریخت به پیمانه صبح
  5. شمارهٔ ۴۱۳سیم اشکم صیقل آیینه گل‌های صبح
  6. شمارهٔ ۴۱۴گشته تا صیاد ما مژگان شوخ
  7. شمارهٔ ۴۱۵که گفته سنگ دلت کفه محبت باد
  8. شمارهٔ ۴۱۶اضطرابم رهین طاقت باد
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.