پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۸

از پاک بینشی دل اهل نظر شکفت

این غنچه از طراوت آب گهر شکفت

آیینه خواب بود که دل از خیال تو

یک پیرهن ز صبح دوم بیشتر شکفت

پیش از خیال جلوه او دل به خون تپید

زان پیشتر که باغ بر آرد ثمر شکفت

شمشیر آبدار شد و لعل شاهوار

در سنگ خاره گل ز چمن شوخ تر شکفت

در شیشه باده بود و در آیینه عکس تو

کی در ریاض فیض گلی بر ثمر شکفت

سیر بهار گلشن بی رنگ شوخ تر

هر ساغری که خورد به رنگ دگر شکفت

از سایه گرد سرو تو آیینه خانه طرح

باغ آن هوا گرفت که دیوار و در شکفت

سازد هوای شوق جنون غنچه مرا

چندان دلم تپید که در زیر پر شکفت

دارد هوای ابر جنون گوشه قفس

آمد بهار اسیر و گل بال و پر شکفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۰پرده چشم سمن پیراهنت
  2. شمارهٔ ۴۰۱ای چار رکن عالم خشتی ز بارگاهت
  3. شمارهٔ ۴۰۲نگشته مست تو هرگز به هیچ در محتاج
  4. شمارهٔ ۴۰۳مگشای پیش هر کس بار فسانه چون موج
  5. شمارهٔ ۴۰۴گه به درد و گه به داغ ما مپیچ
  6. شمارهٔ ۴۰۵لطف سخن و تازگی لفظ و ادا هیچ
  7. شمارهٔ ۴۰۶بیند اگر ز گرد ره او رواج صبح
  8. شمارهٔ ۴۰۷آن میگساری شب و این دور باش صبح
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.