پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۷

آمد از ذوق تپیدن نفس از یادم رفت

نگهی کرد که صد ملتمس از یادم رفت

خط چوگان دلم از سایه مژگان دزدید

شوخی چنگل باز و قفس از یادم رفت

سوختن تا گل صد برگ در آغوشم ریخت

چمن رنگرزیهای خس از یادم رفت

شیشه زهر خموشی شکرم ریخت به کام

طوطیی پر زد و جوش مگس از یادم رفت

حیرتی گشت رسا شعله آوازم شد

چقدر زمزمه نیمرس از یادم رفت

ناله عریان اثری جامه احرام کنند

جای دل اول منزل جرس از یادم رفت

اینقدر حرف تمنا ز که می پرسی اسیر

جلوه ای دیدم و یاد هوس از یادم رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۹داروی هوش و هوش ربایی خوشا دلت
  2. شمارهٔ ۴۰۰پرده چشم سمن پیراهنت
  3. شمارهٔ ۴۰۱ای چار رکن عالم خشتی ز بارگاهت
  4. شمارهٔ ۴۰۲نگشته مست تو هرگز به هیچ در محتاج
  5. شمارهٔ ۴۰۳مگشای پیش هر کس بار فسانه چون موج
  6. شمارهٔ ۴۰۴گه به درد و گه به داغ ما مپیچ
  7. شمارهٔ ۴۰۵لطف سخن و تازگی لفظ و ادا هیچ
  8. شمارهٔ ۴۰۶بیند اگر ز گرد ره او رواج صبح
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.