پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۰

پرده چشم سمن پیراهنت

جای بوی پیرهن پیراهنت

از تنت جای عرق دل می چکد

محشر آشوب من پیراهنت

ماه از شوق کتانی جان دهد

گشته لبریز بدن پیراهنت

خوش خیالی جلوه اندام تو

نازکی مضمون سخن پیراهنت

عضو عضوت یوسف مصر بهار

پیرکنعان چمن پیراهنت

اشک بلبل چشمه سار جان شود

گر کند گل پیرهن پیراهنت

می کند افسردگی داغت اسیر

گر نباشد سوختن پیراهنت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۲نگشته مست تو هرگز به هیچ در محتاج
  2. شمارهٔ ۴۰۳مگشای پیش هر کس بار فسانه چون موج
  3. شمارهٔ ۴۰۴گه به درد و گه به داغ ما مپیچ
  4. شمارهٔ ۴۰۵لطف سخن و تازگی لفظ و ادا هیچ
  5. شمارهٔ ۴۰۶بیند اگر ز گرد ره او رواج صبح
  6. شمارهٔ ۴۰۷آن میگساری شب و این دور باش صبح
  7. شمارهٔ ۴۰۸گل گل شکفته از شفق فیض باغ صبح
  8. شمارهٔ ۴۰۹شب روز شد به یاد تو روشن چراغ صبح
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.