پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۱

ای چار رکن عالم خشتی ز بارگاهت

خورشید سرفرازی در سایه کلاهت

هر صبح عید دولت افلاک بهر پابوس

رویند چون غلامان گرد حریم جاهت

گیرد هلال عیدی از نعل برق سیرت

پوشد غبار خلعت از گرد شاهراهت

برق سحاب نصرت تیغ عدو گدازت

ابر بهار دولت دست جهان پناهت

چون ما شکسته موری در ترکتاز باران

پامال گشته گردون از حمله سپاهت

رومی و ترک و هندو صید کمند فتحت

چون آفتاب تابان عالم شکارگاهت

شاها تویی سلیمان من مور ناتوانم

دارم امیدواری از لطف گاهگاهت

در خشکسال طالع مگذار تشنه کامم

تو نوبهار و من خس تو ابر و من گیاهت

شایسته دعایی زیبنده ثنایی

روز بدت نباشد دارد خدا نگاهت

تا روزگار باشد در روزگار باشی

مسعود صبح و شامت فرخنده سال و ماهت

اقبال هم عنانت بخت جوان به کامت

تأیید دستگیرت توفیق خیرخواهت

تا سایه تو باشد پیوسته بر سر ما

بادا همیشه یارب لطف خدا پناهت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۳مگشای پیش هر کس بار فسانه چون موج
  2. شمارهٔ ۴۰۴گه به درد و گه به داغ ما مپیچ
  3. شمارهٔ ۴۰۵لطف سخن و تازگی لفظ و ادا هیچ
  4. شمارهٔ ۴۰۶بیند اگر ز گرد ره او رواج صبح
  5. شمارهٔ ۴۰۷آن میگساری شب و این دور باش صبح
  6. شمارهٔ ۴۰۸گل گل شکفته از شفق فیض باغ صبح
  7. شمارهٔ ۴۰۹شب روز شد به یاد تو روشن چراغ صبح
  8. شمارهٔ ۴۱۰دل صاف می کند ز کدورت ایاغ صبح
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.