پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۳

جایی که عقل دامن تدبیر می گرفت

دیوانه زلف حلقه زنجیر می گرفت

گر داغ او نبود چه می کرد شب کسی

شمع نفس ز آتش دل دیر می گرفت

آهن به کوهسار ز پیچیده ناله ام

تاب از برای جوهر شمشیر می گرفت

تأثیر ناله چاشنی شهد زندگی است

گر نیستان نبود دل شیر می گرفت

در بزم می اسیر شب از وصف طره ای

صد جا زبان شوخی تقریر می گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۵گر عسس مال کسی از دزد معنی می گرفت
  2. شمارهٔ ۳۹۶جلوه حسن تو بس در صورت و معنی گرفت
  3. شمارهٔ ۳۹۷آمد از ذوق تپیدن نفس از یادم رفت
  4. شمارهٔ ۳۹۸از پاک بینشی دل اهل نظر شکفت
  5. شمارهٔ ۳۹۹داروی هوش و هوش ربایی خوشا دلت
  6. شمارهٔ ۴۰۰پرده چشم سمن پیراهنت
  7. شمارهٔ ۴۰۱ای چار رکن عالم خشتی ز بارگاهت
  8. شمارهٔ ۴۰۲نگشته مست تو هرگز به هیچ در محتاج
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.