پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۰

تا کی از شام جدایی ماجرا خواهد گذشت

خود نمی دانی که هر روزم چها خواهد گذشت

بسکه می دزدم نفس در سینه بی تحریک عشق

کار من از پرسش روز جزا خواهد گذشت

دام الفت شد نفس تقریب صیادی کجاست

تا کی از خاطر کسی دیر آشنا خواهد گذشت

دیده ام خواب پریشانی چه تعبیرش کنم

نگذرد در خاطری کز خاک ما خواهد گذشت؟

در طلسم اشک عالمگیر دارم وحشتی

نیست بیرون از دل من هر کجا خواهد گذشت

از غبار ما صبا حیرت به گلشن می برد

در میان بلبل و قمری چها خواهد گذشت

از خدا برگشته دل تکلیف ساحل می کند

کشتی صبرم زخون ناخدا خواهد گذشت

کارها دارد جنون با بیزبانی های من

ناله زنجیرم از عرش دعا خواهد گذشت

شبنم گل را خیال گرد کلفت می کند

نگذرد در خاطر از خاکم کجا خواهد گذشت

گر چنین خواهد گذشتن عمر بیتابی اسیر

کار فارغبالی از چون و چرا خواهد گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۲بیگانگی ز شکوه شام و سحر گذشت
  2. شمارهٔ ۳۷۳دامن صحرا و کوه از دامن گلچین گذشت
  3. شمارهٔ ۳۷۴گردش چشم تماشا می گشت
  4. شمارهٔ ۳۷۵شوق روزی که پی چاک گریبان می‌گشت
  5. شمارهٔ ۳۷۶حرف شوقت مختصر خواهم نوشت
  6. شمارهٔ ۳۷۷نامه‌ی شوق تو را گر مختصر خواهم نوشت
  7. شمارهٔ ۳۷۸فلک برات که بر شهپر هما ننوشت
  8. شمارهٔ ۳۷۹دیده ام یک مژه آرام به خوابی ننوشت
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.