پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۱

در دلم سیر کوی یار گذشت

خارم از پا گل از کنار گذشت

وعده های کهن فریب تواند

می توانم ز انتظار گذشت

خنده زد غنچه گریبانی

چاک از دامن بهار گذشت

ساغر و شیشه سایه گل و سرو

نتوان از چمن خمار گذشت

می رسد از غبار خاطر ما

از سرخاک ما چه کار گذشت

توبه پر سخت رو اسیر خمار

راستش کار از انتظار گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۳دامن صحرا و کوه از دامن گلچین گذشت
  2. شمارهٔ ۳۷۴گردش چشم تماشا می گشت
  3. شمارهٔ ۳۷۵شوق روزی که پی چاک گریبان می‌گشت
  4. شمارهٔ ۳۷۶حرف شوقت مختصر خواهم نوشت
  5. شمارهٔ ۳۷۷نامه‌ی شوق تو را گر مختصر خواهم نوشت
  6. شمارهٔ ۳۷۸فلک برات که بر شهپر هما ننوشت
  7. شمارهٔ ۳۷۹دیده ام یک مژه آرام به خوابی ننوشت
  8. شمارهٔ ۳۸۰گشته آیینه بیقرار خطت
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.