پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۰

گشته آیینه بیقرار خطت

شده طوطی مگر شکار خطت

بهر مشق دل شکسته نویس

می کشیدیم انتظار خطت

می توان خواند شرح گلشن راز

از تماشای نوبهار خطت

هر که روزش سیه شود بیند

سر خورشید در کنار خطت

کرد دامن پر از گل شب بو

صبح آییه شد دچار خطت

برد یکباره عقل و هوش از من

رنگ و بوی بنفشه زار خطت

آرزوی دگر نمانده مرا

دل و جان می کنم نثار خطت

رحم کن رحم بر اسیر که باز

شده دیوانه بهار خطت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۲قرب شاهان بی صدف کی گوهر شهوار یافت
  2. شمارهٔ ۳۸۳می کشیدی و نگه سیر چمن یاد گرفت
  3. شمارهٔ ۳۸۴گلستانی که هوای دل نومید گرفت
  4. شمارهٔ ۳۸۵تا غمش در دلم قرار گرفت
  5. شمارهٔ ۳۸۶از قدش جلوه باز کام گرفت
  6. شمارهٔ ۳۸۷آهم گره‌گشاست مدد می‌توان گرفت
  7. شمارهٔ ۳۸۸مشق گداز دل ز نفس می‌توان گرفت
  8. شمارهٔ ۳۸۹ره بر امید بیشترک می‌توان گرفت
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.