پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۶

از قدش جلوه باز کام گرفت

هر قدم حیرتی به دام گرفت

زهد مشرب پرست را نازم

در شب روزه رفت و جام گرفت

توبه می درست پیمان نیست

نتوان روزه حرام گرفت

عسس باده بین که ماه صیام

صبح را در لباس شام گرفت

وقت صبح است ساغر نگهی

می بیگانگی قوام گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۸مشق گداز دل ز نفس می‌توان گرفت
  2. شمارهٔ ۳۸۹ره بر امید بیشترک می‌توان گرفت
  3. شمارهٔ ۳۹۰هر دم ز گریه فیض نوی می‌توان گرفت
  4. شمارهٔ ۳۹۱لاله به کف جام دمیدن گرفت
  5. شمارهٔ ۳۹۲شرم رخت به دیده نقاب سمن گرفت
  6. شمارهٔ ۳۹۳جایی که عقل دامن تدبیر می گرفت
  7. شمارهٔ ۳۹۴فرصت مجنون اگر دنبال محمل می گرفت
  8. شمارهٔ ۳۹۵گر عسس مال کسی از دزد معنی می گرفت
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.